کیمیا و کیاناکیمیا و کیانا، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 6 روز سن داره

کیمیا و کیانا دوقلوهای دوست داشتنی من

اتاق دو قلوها

با سلام امروز تصمیم گرفتم عکسهایی از اتاق دو قلوها براتون بگذارم ، تنها چیزی که اتاق کم داره تختخواب دوقلوها هست که من و مامان دوقلوها تصمیم گرفتیم الان تختخواب براشون نخریم تا وقتی بزرگ شدند به سلیقه خودشان هر تختخوابی که دوست داشتند برای اتاقشون بخرند بقیه عکسها در ادامه مطلب میباشد                                                         ...
14 مهر 1391

لالایی تهرانی برای دختران گلم

لالالالا، گلم بودی.   عزیز و مونسم بودی.   برو لولوی صحرایی.   از این بچه م چه می خوایی؟   لالالالا گل نسرین   بیرون رفتین، درو بستین   منو بردین به هندستون   شوهر دادین به کردستون.   بیارین تشت و آفتابه   بشورین روی شهزاده.   که شهزاده خدا داده   لالالالا، گل چایی   لولو! از من چه می خوایی؟   که این بچه پدر داره   که خنجر بر کمر دار ...
14 مهر 1391

هجدهمین روز تولد کیانا

        در هجدهمین روز تولد کیانا آنقدر کوچک بود که لباسهای نوزادی صفر هم براش یزرگ بود و ما بدنبال لباسهای دو صفر بودیم که کم گیر می آمد و مجبور شدیم براش لباس کوچک بدوزیم آخه فقط 1500 گرم وزنش بود ...
14 مهر 1391

نفسهای بابا

دوستتان دارم دوقلوهاي دوست داشتني من   دختر که باشی نفس بابایی لوس بابایی   عزیز دردونه بابایی حتی اگر بهت نگه دستت رو میذاره روی چشماشو میگه : این تویی که به چشمای من سوی دیدن میدی ... خلاصه دختر یک کلام ختم کلام نفس باباست   ...
14 مهر 1391

ارزش داشتن دختر

. امام ششم (عليه السلام) فرمود : مَنْ عالَ اِبْنَتَيْنِ، اَوْ أُخْتَيْنِ، اَوْ عَمَّتَيْنِ اَوْ خالَتَيْنِ حَجَبَتاهُ مِنَ النّارِ. كسى كه دو دختر، يا دو خواهر، يا دو عمه، يا دو خاله را سرپرستى كند، سرپرستى آن دو او را از آتش جهنم حفظ مى كند.   امام صادق (عليه السلام) فرمود : اَلْبَناتُ حَسَناتٌ وَ الْبَنُونَ نِعْمَةٌ، وَ الْحَسَناتُ يُثابُ عَلَيْها وَ النِّعْمَةُ يُسْأَلُ عَنْها. [36] دختران حسناتند، پسران نعمت حقند، بر حسنات بهره مى دهند، و از نعمت بازپرسى مى كنند. ...
14 مهر 1391

تقدیم به فرزندانم کیمیا و کیانا

کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید: می‌گویند فردا شما مرا به زمین می‌فرستید، اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می‌توانم برای زندگی به آنجا بروم؟ خداوند پاسخ داد: در میان تعداد بسیاری از فرشتگان، من یکی را برای تو در نظر گرفته ام، او از تو نگهداری خواهد کرد. اما کودک هنوز اطمینان نداشت که می‌خواهد برود یا نه... اما اینجا در بهشت، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و این‌ها برای شادی من کافی هستند. خداوند لبخند زد: فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد... تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود. کودک ادامه...
14 مهر 1391

عشق مادرانه

ببا بازی کنیم با هم.هوس کردم مادرت باشم.سرت را در آغوشم بگیرم.مشامم از بوی موهایت لبریز شود.هیچ سرزنشی هم نباشد از این همه عشق.آخر تو جگر گوشه‌ام هستی‌.فرزندمی...پاره تنم...مادر خوبی‌ میشوم برایت.قول میدهم.غذای خوب...مهربانی.تو هم فقط باش.نشکن دل‌ خونم را.آخر گناه است...میدانی‌؟مادر‌ها همه عاشقند...بهانه خوبیست برای پرستش تو.مگر نه؟؟   ...
14 مهر 1391